نوشته شده توسط
غریبه
در تاریخی نامعلوم اما در ساعت11:07 ق.ظ
متنفرم عمومی ,
از سخنانی که به دوست داشتن ختمبشه متنفرم از اشکهایی که به خاطر دوست داشتن ریخته بشه متنفرم از روز آشنایی با تومتنفرم از روزی که به تو علاقمند شدممتنفرم از این عشق افراطی متنفرم از افکاری که به توختم می شود متنفرم از سکوت پرمعنایت متنفرم از واژه های محبت آمیزیکه به تو ختم می شود ولی نمی شنوی متنفرم از احساسی که به تو دارممتنفرم از اینکه نمی توانم از تو متنفر شوم متنفرم به خاطر روزهاییکه به یاد تو گذراندم متاسفم به خاطر بیداری شبهایم آن هم در فراق تومتاسفم به خاطر چیزهایی که نوشتم و می نویسم متاسفم به خاطر همهچیزهایی که در دل داشتم و بیرون نریختم متاسفم .
به خاطر سکوتم متاسفم.
به خاطر عشقیکطرفه ام به تو و به خاطر تنفرم هم متاسفم به خاطر همه چیزمتاسفم
دوستت داشتم .... دارم .... و خواهم داشت ....هیچکس در دلم جای تو را نخواهد گرفت.
نوشته شده توسط
غریبه
در تاریخی نامعلوم اما در ساعت10:07 ق.ظ
دل تنگی عمومی ,
دل تنگم.. برات دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نمیكنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام كنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی....میدونی كه همیشه با منی....میدونی كه تو،توی لحظه لحظه های من جاری هستی....آخه...تو،توی قلب منی...آره!تو قلب من....برای همینه كه همیشه با منی...برای همینه كه حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی...برای همینه كه میتونم دوریت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه...هر وقت حس میكنم دیگه طاقت ندارم....دیگه نمیتونم تحمل كنم...دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میكشم....دستامو كه بو میكنم مست میشم...مست از عطر ت. صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همهء اینها...به یه چیز میرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه...اونوقت تو رو نزدیكتر از همیشه حس میكنم....
نوشته شده توسط
غریبه
در تاریخی نامعلوم اما در ساعت09:07 ق.ظ
بی تو عمومی ,
زندگی به من آموخت كه چگونه گریه كنم اما گریه به من نیاموخت كه چگونه زندگی كنم تو نیز به من آموختی كه چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی كه چگونه فراموشت كنم
این گلدان را من نشکستهام که در من هنوز جسارتی هست برای راست گفتن و حتی نمی دانم چه کسی آن را شکسته است که بر حسب ااتفاق این جایم من و اگر این گونه گرفتهام دلم به حال این گل میسوزد و در صدایم نیز لرزشی میبینید باور کنید که از ترس نیست که از اندوه است و اما روزی که معلوم شود بیگناهم من و به ناحق مرا شکستهاید دیگر چه فایده اگر تمام جهان را به من تعارف کنید...
بچه ها به پنج دلیل دوست داشتنی اند: 1_گریه می كنند چون گریه كلید بهشته. 2_قهركه می كنند زود آشتی می كنند چون كینه ندارند. 3_چیزی كه می سازند زود خراب می كنند چون به دنیا دلبستگی ندارند. 4_با خاك بازی می كنند چون تكبر ندارند. 5_خوراكی كه دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون آرزوهای دراز ندارند
برای عشق تمنا كن ولی خار نشو. برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن. برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر. برای عشق وصال كن ولی فرار نكن. برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن. برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش. برای عشق خودت باش ولی خوب باش.
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است، مثل تنها مردن
نوشته شده توسط
غریبه
در تاریخی نامعلوم اما در ساعت08:07 ق.ظ
مرگ عاطفه ها عمومی ,
همیشه مهم تو بودی ...... اگه غروری بود برای تو بود ..... اگه احساسی بود باز هم برای تو بود و من قانع به یه نگاه تو بودم ........ نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یه غروب پاییزی توش بود .. یه حس که بهم میگفت باهات نمی مونه ..................... و حالا نمی دونم حرفات رو باور کنم یا کارات رو ........ دل به کلمات عاشقانت بسپرم یا از کارای نامهربونت دلگیر بشم . می بینی هنوز هم تو برنده این بازی هستی و هنوز دل دیوونه ام نمی خواد مرگ عاطفه ها رو باور کنه.
با بودن من غم تو دلت جون می گیره می میرم كه تا ابد قلب تو آروم بگیره اگه با موندن من باغ تو ویرونه می شه میرم اما می دونم دل بی تو دیوونه می شه فكر نكن كه بی كسم خدا به دادم می رسه كوه به كوه نمی رسه آدم به آدم می رسه مرهمی از شب چشمات واسه دردم نداری خورشیدی اما خبر از تنه سردم نداری.....